شعارها چه می‌گویند؟ در کاربرد واژگان آگاهی چه نقشی دارد؟ آیا می‌توان با افکاری سنتی به جهان مدرن گام گذاشت؟ مفهوم سیاسی واژگانی چون “وطن‌فروش”، “حرامزاده”، “بی‌شرف”، “خائن” و “میهن‌پرست” که این روزها فراوان شنیده می‌شوند، چیست. با چنین پرسش‌هایی نگاهی دارم به کاربرد واژه “حرامزده” در خیزش‌های مردم در این سال‌ها. 

یکی از واژگانی که این روزها زیاد شنیده می‌شود، حرامزاده است. مردم به زمان خشم از خشونت حاکم، صحبت‌ها، سخنرانی‌ها و حتا شعارهای خیابانی جنبش، کسانی را که نماد “شر” باشد، حرامزاده خطاب می‌کنند. در برابر این واژه حلال‌زاده قرار دارد که طبیعی‌ست نماد “خیر” باشد.

حرامزده در جهان دین و سنت

حرامزاده در واقع به کسی گفته می‌شود که “نامشروع” از مادر زاده می‌شود؛ زنازاده، ناپاک‌زاده، فرزند حرام، مول. نامشروع را اگر به شرع ربط دهیم و برداشتی مذهبی از آن بکنیم، در اسلام و بر اساس فقه شیعه؛ فرزندانی که خارج از “صیغه عقد” زاده شوند، حرامزاده هستند.

در حدیث‌های اسلامی تمامی فرزندانی را که شیطان به اتفاق پدر، در بستن نطفه “در رحم مادر شرکت جسته”، حرامزاده هستند. (حدیث نقل‌شده از علی مبنی بر دیدار پیامبر با شیطان در کوه صفا) و هم‌چنین نقل است از پیامبر که به علی می‌گوید: “در بین قریش کسی تو را دشمن نمی‌دارد مگر زنازاده باشد و در بین انصار کسی تو را دشمن نمی‌دارد مگر یهودی باشد…”.

با این توضیح می‌توان دریافت که حرامزاده در فرهنگ اسلامی همان دشمنی است که یا خارج از “عقد شرعی” زاده شده و یا این‌که شیطان پدر مشترک و یا دوم اوست.

شیعیان دشمنان خود و دین خود را حرامزاده می‌دانند: پدر یزید نه معاویه، بل‌که میسیون نامی بود از قبیله کلبیان. (مجلسی، بحارالانوار) و یا: .مادر عبدالله بن‌زیاد، مرجانه، زنی بدکاره بود. ابوسفیان او را حاصل زنای خویش با سمیه می‌داند ولی امام حسن معتقد است او زنازاده پسر زنازاده است. (مجلسی، مذکور). و باز در همین راستا: شمربن ذی‌الجوشن تا زمانی که از یاران علی بود، فردی پاک محسوب می‌شد ولی آن‌گاه که به صف دشمنان پیوست، گفتند مادرش او را از نطفه‌ای حرام باردار شده است. شاید در همین رابطه باشد که خمینی اسراییلی‌ها را حرامزاده می‌نامید.

زنا در اسلام گناه و کیفر آن سنگسار است. فحشا نیز در همین رابطه رفتاری نابخشودنی و گناه محسوب می‌شود. در  “صدا و سیمای” جمهوری اسلامی فیلمهای زیادی از جمله فیلم “حرامزاده‌های لعنتی” در این راستا تدوین شده است. تعداد مقاله‌ها و گفتارها در این رابطه بسیار فراوان است. خمینی هم‌چون بسیاری از مراجع تقلید، ارث را به فرزند “غیرمشروع”، اگرچه حتا بعدها دو طرف باهم ازدواج بکنند، شرعی نمی‌داند.

این را نیز باید متذکر شد که پیش از آمدن اسلام به ایران، دین زرتشت نیز رابطه خارج از زناشویی و خانواده، فحشا را رفتاری زشت و گناه‌آلود می‌دانست و روسپی‌ها در این آیین “نفرین‌شدگان”ی هستند که “برکت را در جهان نابود می‌کنند”.

حرامزاده با همین معنا به ادبیات فارسی راه یافته است:

“گفت این چه حرامزاده مردمند که سگ را گشوده و سنگ را بسته‌اند. (سعدی-گلستان)

گفت باز این حرامزاده خام/ کرد بر من سلام خویش حرام (نظامی)

به زمان انقلاب سال ۵۷ نیز یکی از شعارها چنین بود: “شاه حرامزاده است/ خمینی آزاده است”. مردم بدین‌وسیله می‌خواستند بدی‌های شاه را با “حرامزادگی” تعبیر کنند و قداست خمینی را با “آزادگی” و حلال‌زادگی. طنز تلخ روزگار این‌که حال خمینی و وارثان او در جمهوری اسلامی، در شعارهای مردم، به جای شاه بر مسند “حرامزادگی” نشسته‌اند.

جهان مدرن و حرامزدگی

تقدس‌زدایی از خانواده میراث جنبش مدرنیته است در جهان. اقتدار پدر به عنوان رییس خانواده در “برابری زن و مرد”، “دود شد و به هوا رفت”. زن به جامعه راه یافت، پابه‌پای مرد در بنای جهانی نو شریک شد. اندک‌اندک به آن‌جا رسید که صاحب تن خود شد و صدای “آزادی” سرداد.

در رهایی زن از بندهای سنت، شکل خانواده، زندگی مشترک، و فرزندآوری نیز دگرگون شد. آن‌چه را که تا دیروز از آن به عنوان “فرزند درون خانواده” حمایت می‌شد، سست شد و درهم شکست. حرامزاده بودن نیز در این روند بار منفی سالیان را از دست داد. حقوق شهروندی احکام دین را به آسمان و کلیسا سپرد و بر روی زمین، “حقوق بشر” و “حق شهروندی” گسترش یافت. ازدواج و خانواده از شکل سنتی خویش خارج شد و فرزندان، بی هیچ تبعیض، سرمایه ملی محسوب شدند.

افکار سنتی در این راستا هر روز بیش از روز پیش به تاریخ پیوسته و می‌پیوندند. حرامزادگان که زمانی دراز ننگ جامعه بودند، به عنوان شهروند جهان مدرن، به تاریخ بازگشتند.

فرزندان عشق و نفرین

در جهان آزاد، فرزندان خارج از خانواده سنتی، محصول عشق هستند. ناخواسته زاده نشده‌اند. مادر که نخواهد، در حق بر بدن خویش، سقط‌جنین می‌کند. آن‌که فرزند آگاهانه داشته باشد، در رشد و شکوفایی او خواهد کوشید.

در جهان فقر، در دنیای جنگ و خشونت و ناآگاهی، فرزندان ناخواسته نیز بسیارند. در پی و به همراه هر جنگی، تجاوز جنسی نیز رواج می‌یابد. فرزندان جنگ و مادران مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده است، پدیده‌ای که پنداری ذات جنگ است. فرزندان جنگ رانده‌شدگان از جامعه و نفرین‌شدگان آن هستند. تا زمانی که جنگ، به همین شکل، وجود داشته باشد، زنان و دختران و چه بسا پسران، مورد تجاوز قرار خواهند گرفت و ننگ جنگ را با ننگ تجاوز درهم می‌پیوندند.

تجاوز جنسی و فرزند ناخواسته البته به شکل‌های مختلف، ورای جنگ نیز در سراسر جهان حضوری ملموس دارد. جهان غرب با آشکارسازی آن می‌کوشد گره از این مشکل بگشاید. جهان سنت برعکس می‌کوشد بر آن سرپوش بگذارد.

این‌که واژگانی چون حرامزاده در جهان سنت هنوز کاربرد دارد، امری‌ست طبیعی. در این فرهنگ هر دشمن و مخالفی را حرامزاده می‌خوانند. اما در جنبشی که سودای جهان مدرن در سر دارد، شنیدن چنین واژگانی از زبان معترضان در رسانه‌ها و مجامع و خیابان به عنوان فحش و نفرت پرسش‌برانگیز است.

حرامزادگی و طرد

در جهان امروز، با وجود پیشرفت‌های حقوقی، خطر طرد هرگز به طور کامل از بین نمی‌رود. بلکه شکل آن تغییر می‌کند.

اگر در گذشته نسب (شجره) می‌توانست مبنای طرد باشد، امروز ممکن است عوامل دیگری چنین نقشی ایفا کنند: طبقه اقتصادی، تفاوت فرهنگی ، موقعیت حاشیه‌ای و موضوع قدرت و مشروعیت.

این امر نشان می‌دهد که مسئله اصلی نه خود حرامزادگی، بلکه مکانیسم‌های طرد است. جامعه ممکن است یک شکل از طرد را حذف کند، اما اگر ساختارهای نابرابری باقی بمانند، شکل‌های جدیدی از طرد پدید می‌آیند.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اخلاق مدرن این بوده است که اصل گناه تولد را رد کرده است. این اصل که هیچ انسانی نباید به دلیل شرایط خارج از کنترل خود قضاوت شود، یکی از انسانی‌ترین دستاوردهای تمدن است. طبق این اصل، کرامت انسانی مقدم بر تصادف‌های زیستی است. این تحول شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ اخلاقی بشر باشد.

بازگشت به پرسش آغازین

اکنون می‌توان به پرسشی که در آغاز مطرح شد بازگشت: آیا حرامزادگی به تولد مربوط است یا به مشروعیت؟ حال پاسخ روشن‌تر است. این مفهوم همواره در باره مشروعیت بوده است، اما موضوع مشروعیت در جهان امروز تغییر کرده است.

در امر کاربرد این واژه، در گذشته، مشروعیت تولد اصل بود. در جهان مدرن اما مشروعیت قدرت جایگزین آن شده است. این تحول نشان می‌دهد که مفاهیم اجتماعی مانند موجودات زنده تغییر می‌کنند و یا تکامل می‌یابند.

حرامزادگی در تاریخ، نخست خود را در مفهوم سنتی و یا به شکلی دقیق‌تر؛ دین نشان داد. زمانی در مفهوم اجتماعی، در طرد شدن حضور یافت و به ابزاری برای طرد تبدیل شد. زمانی دیگر در  مفهوم اخلاقی با برچسب شرم جلوه‌گر شد. در رابطه با قدرت نیز وسیله‌ای شد در نفی مشروعیت.

شاید بتوان کل بحث را در چند گزاره فشرده خلاصه کرد: جهان سنتی نگران مشروعیت تولد بود. جهان مدرن نگران مشروعیت قدرت است. در گذشته انسان‌ها به خاطر آنچه بودند قضاوت می‌شدند. امروز ساختارها باید به خاطر آنچه هستند قضاوت شوند.

مسئله امروز دیگر این نیست که چه کسی حرامزاده متولد شده است، بلکه این است که از این واژه چه ابزرای و به چه قصدی ساخته می‌شود.

* این نوشته در سه بخش تنظیم شده است. بخش دوم آن با عنوان «حرامزادگی: از نسب نامشروع تا طرد و تحقیر» و بخش سوم آن با عنوان «بازتاب حرامزادگی در ادبیات و تاریخ: انسان بی‌ریشه» منتشر خواهد شد.

print