تنگه هرمز را بر مشکلات نیفزایید – امیر مُمبینی
هنوز مشکلی از مشکلهای کشور ما در مناسبات با حریفان جنگافروز خارجی حل نشده، مشکل جدید تنگه هرمز اضافه شده و در رأس مشکلات دیگر جای گرفته است. ایجاد دشواری برای عبور کشتیها از تنگه هرمز و بستن آن و استفاده ابزاری از آن، در چارچوب حق دفاع ایران در برابر تجاوز قانون شکنانه دو دولت تروریست و فروفرهنگ، قابل درک و حمایت قانونی است. اما آیا استفاده از این شرایط برای مالکیت تام بر تنگهی هرمز و تعیین عوارض عبور از کشتیها قانونی، ممکن و به صلاح است؟
تا آنجا که کارشناسان میگویند و تدبیر سیاسی حکم میکند پاسخ منفی است. طرح چنین خواستی، آن هم در چنین شرایط خطرناکی، فاقد هرگونه دواراندیشی و تدبیر سیاسی و دفاعی است. چنین کاری:
اولاً همهی کشورهای صادرکننده و خریدار نفت و گاز و دیگر کالاهای ضروری را به حمایت از دو دولت مهاجم ترغیب یا ناچار میکند.
ثانیاً دولتهای ساحل خلیج فارس و پهنهی عربستان را ممکن است به مداخله نظامی علیه ایران بکشاند.
ثالثا،ً ممکن است زمینه را برای اجرای نقشههای بسیار خطرناکتری جهت کنترل خارجی بر این آبراه فراهم کند.
اگر ایران به جای معرفی خود به عنوان کشور تأمین کنندهی امنیت این تنگه خود را همچون تهدید کنندهی امنیت آن معرفی کند با پیامدهایی بسیار ویرانگری ممکن است روبرو شود. مردم و نیروهای سیاسی متشکل ایران هیچ جایی در تعیین سیاستها ندارند. دولت جمهوری اسلامی مسئول کامل مشکلات ناشی از چنین اقدامی خواهد بود، اقدامی که آسایش و آرامش و امکان زندگی در این کشور را باز هم دشوارتر میکند.
تنگه هرمز، به برداشت کارشناسان، از نظر حقوق بینالملل یک آبراه بینالمللی محسوب میشود. گفته میشود که طبق قواعد کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS): تنگه هایی که دو بخش از آبهای آزاد یا مناطق اقتصادی را به هم وصل میکنند و برای کشتیرانی جهانی استفاده میشوند، «تنگه بینالمللی» هستند. از آنجا که تنگه هرمز خلیج فارس را به دریای عمان و سپس اقیانوس هند وصل میکند مشمول این تعریف است. در این نوع تنگهها اصل «حق عبور ترانزیتی» برقرار است؛ یعنی کشتیها حق عبور بدون مانع دارند، البته با رعایت برخی مقررات ایمنی که کشوری ساحل آن میتوانند وضع کند. تنگهی هرمز بین دو کشور ایران و عمان قرار دارد. هر دو کشور بر آبهای سرزمینی خود در تنگه حاکمیت دارند که معمولاً تا ۱۲ مایل دریایی از ساحل این کشورها است. از نظر حاکمیت سرزمینی، ایران بر بخش شمالی تنگه حاکمیت دارد. اما این وضعیت برای کنترل کامل یا بستن تنگه حمایت حقوقی ندارد.
فراتراز این، در عصری که انرژی مهمترین مسألهی کشورها است، و در آبراههای که مهمترین آبراهه برای حمل نفت و گاز برای بسیاری از کشورها است، حساسیت به امنیت آبراهه در حداکثر ممکن است و هرگونه پیشنهاد تغییر در نظام حاکم بر این تنگه باید با حداکثر حساسیت نسبت به پیامدهای آن همراه باشد.
پایانگفت این که، تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است. کشور ما در بخش شمالی حاکمیت دارد. اما طبق نظام موجود این مالکیت آنگونه نیست که شامل حق بستن تنگه و گرفتن عوارض از کشتیهایی بشود که عبور ترانزیتی میکنند. اما اگر خدمتی انجام شود که ضروری این آبراه باشد، مثلا جمع کردن نفتی که پخش شده است و یا کمک به کشتیهای آسیب دیده، در این صورت باید هزینه آن به کشور ما پرداخت شود. پس، در شرایطی که کمر مردم ما زیر بار نیم قرن مشکلات زنجیرهی خرد شده است نباید به جای حل مشکلات و تضمین صلح با افزودن مسئلهی تنگه هرمز شرایط را بسی سختتر و آبستن حوادث پیشبینی نشده کرد.