پایان یافتن دوستی‌ها همیشه دراماتیک نیست، و برخی دوستی‌ها به جای پایان یافتن کامل تنزل پیدا می‌کنند: دوستی‌ها بخش مهمی از هویت انسان‌ها هستند، اما تبعات پایان یافتن آنها نسبت به جدایی‌های عاطفی کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌ است. بنابراین، پایان یافتن دوستی‌ها فاقد الگوهای اجتماعی مشخصی است، و این امر باعث می‌شود افراد ندانند چگونه با احساسات ناشی از آن کنار بیایند.

مطالعات نشان می‌دهند که دوستی‌ها اغلب به دلایل گرفتاری، کمبود حمایت، یا تغییرات زندگی مانند دور شدن افراد از هم پایان می‌یابند. برای کودکان و نوجوانان این جدایی‌ها رایج هستند، و دوستی‌های دوران جوانی معمولاً نسبت به دوستی‌های دوران بزرگسالی کمتر پایدارند.

پویایی‌های جنسیتی نیز بر دوستی‌ها تأثیرگذارند. زنان تمایل دارند پیوندهای نزدیک و یک‌به‌یک ایجاد کنند که نیاز به سرمایه‌گذاری عاطفی بیشتری دارند، در حالی که دوستی‌های مردانه معمولاً گروه‌محور هستند. این مساله می‌تواند نشان دهد چرا زنان تأثیرات عاطفی عمیق‌تری از درگیری‌ها یا جدایی‌ها در دوستی تجربه می‌کنند.

پایان یافتن دوستی‌ها همیشه دراماتیک نیست، و برخی دوستی‌ها به جای پایان یافتن کامل تنزل پیدا می‌کنند. آنها اغلب به طور طبیعی و به دلیل کاهش تعامل یا تغییرات زندگی محو می‌شوند. با این حال، دوستی‌های سمی ممکن است به پایان‌های عمدی نیاز داشته باشند که می‌توانند چالش‌برانگیز باشند.

متخصصان پیشنهاد می‌کنند که با دوستی‌ها همانند روابط عاطفی رفتار شود، و روی نگهداری از آنها و حل تعارضات احتمالی در آنها سرمایه‌گذاری شود. کارشناسان بر اهمیت انتخاب دوستی‌هایی که زندگی ما را بهتر می‌کنند تأکید دارند، در عین این‌که پذیرفتن این نکته که برخی جدایی‌ها طبیعی هستند نیز مهم است.

با وجود چالش‌ها، دوستی‌ها فواید عاطفی منحصربه‌فردی دارند، و اغلب در مراحل انتقالی زندگی جایگزین حمایت خانوادگی یا زناشویی می‌شوند. همان‌طور که هنجارهای اجتماعی پیرامون روابط شکل می‌گیرند، حفظ و ترمیم دوستی‌ها نیازمند تلاش آگاهانه، تأمل و گاهی آشتی است.

دوستی‌ها روابط حیاتی و پویایی هستند که به طور چشمگیری بر شادی و رضایت ما تأثیر می‌گذارند. اینکه آیا دوستی‌ را ترمیم یا رها کنیم به این بستگی دارد که آن دوستی همچنان به غنای زندگی ما می‌افزاید یا از آن می‌کاهد.

print