در استراتژی‌های امنیتی جمهوری اسلامی، واژه «پرستو» به زنانی اطلاق می‌شود که توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به کار گرفته می‌شوند تا با استفاده از «تله‌های جنسی یا عاطفی» (Honey Trap)، مخالفان، منتقدان و حتی مقامات داخلی را به دام انداخته و برای دستیابی به اهداف سیاسی یا اطلاعاتی از آن‌ها بهره‌برداری کنند.نقش و کارکرد اصلی پرستوها در استراتژی‌های امنیتی طبق منابع به شرح زیر است: 1. بدنام‌سازی و حذف سیاسی (ترور شخصیت)

یکی از اهداف اصلی استفاده از پرستوها، رسواسازی مخفی و تهدید به برمال کردن روابط نامشروع برای حذف فرد از صحنه سیاست است [۳]. نهادهای امنیتی با قرار دادن این زنان در مسیر چهره‌های سیاسی یا منتقدان، اقدام به جمع‌آوری مدارک، فیلم و عکس از روابط خصوصی آن‌ها می‌کنند تا در زمان مناسب، فرد را وادار به سکوت یا کناره‌گیری کنند.
مثال: ماجرای محمدعلی نجفی، شهردار سابق تهران و میترا استاد، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌هایی بود که در آن بحث نفوذ یک «پرستو» به طور جدی مطرح شد . همچنین گفته می‌شود از این حربه برای فشار به چهره‌هایی مانند عطاءالله مهاجرانی و علی جنتی نیز استفاده شده است.
۲. وادار کردن به همکاری و اخاذی اطلاعاتی
دستگاه‌های امنیتی از این تله‌ها برای به‌زانو درآوردن طرف مقابل و اجبار آن‌ها به همکاری استفاده می‌کنند . در این استراتژی، فرد هدف بین آبروی اجتماعی/سیاسی خود و تن دادن به خواسته‌های نهاد امنیتی (مانند جاسوسی یا دادن اطلاعات) مخیر می‌شود .
۳. به دام انداختن و ربودن مخالفان در خارج از کشور
پرستوها نقش کلیدی در عملیات‌های «فریب اطلاعاتی» برای کشاندن مخالفان به کشورهای ثالث و سپس ربودن و انتقال آن‌ها به ایران ایفا می‌کنند.
روح‌الله زم: منابع اشاره می‌کنند که فردی به نام «شیرین نجفی» (با نام مستعار سودابه خرسند) با جلب اعتماد زم و وعده ملاقات با مراجع تقلید و دریافت کمک‌های مالی، او را به عراق کشاند که منجر به بازداشت و اعدام او شد.
حبیب کعب (حبیب اسیود): یک زن به نام «صابرین سعیدی» (با نام مستعار م. صابرین) به عنوان پرستوی اطلاعاتی، این مخالف حکومت را از سوئد به ترکیه کشاند که در آنجا توسط باندهای تبهکار همکار با ایران ربوده و به داخل کشور منتقل شد .
۴. نفوذ در صنایع حساس و جمع‌آوری اطلاعات بین‌المللی
نهادهای امنیتی از این شیوه برای نفوذ در میان صاحبان صنایع استراتژیک (نفت، گاز، هوافضا) در سطح بین‌المللی نیز استفاده می‌کنند. این زنان با هویت‌های جعلی (مانند عکاس یا فعال اجتماعی) در شبکه‌های اجتماعی با اهداف خود ارتباط برقرار کرده و از طریق ارسال فایل‌های آلوده یا روابط عاطفی، اطلاعات کامپیوترهای آن‌ها را سرقت می‌کنند.
مثال: پرونده بهاره لتنس و وزیر شیلات نروژ که منجر به هک تلفن همراه وزیر و در نهایت استعفای او شد، به عنوان نمونه‌ای از این فعالیت‌ها ذکر شده است.
۵. نفوذ در کانون‌های قدرت و رسانه‌های داخلی
پرستوها یا عوامل نفوذی مشابه، گاهی به بالاترین سطوح نهادهای حکومتی و رسانه‌ای نفوذ می‌کنند [۴]. پرونده کاترین شکدم که توانست به عنوان یک تحلیلگر به رسانه‌های نزدیک به سپاه و حتی وب‌سایت‌های مرتبط با رهبری نفوذ کند، نمونه‌ای از پیچیدگی این نفوذهاست، هرچند در مورد ماهیت دقیق مأموریت او روایت‌های متناقضی وجود دارد.
نکته پایانی: برخی کارشناسان معتقدند که خود این زنان (پرستوها) نیز اغلب قربانیان نهادهای امنیتی هستند که از روی اجبار، فقر یا تهدید وارد این بازی‌های کثیف اطلاعاتی می‌شوند.
در یک کلام، استراتژی «پرستو»، استفاده از غریزه برای به زانو درآوردن اندیشه و سیاست است؛ گویی تور صیادی از تار و پود عاطفه بافته شده تا پرنده‌ای را که در اوج پرواز است، به زمین بکشاند.
print