یرواند آبراهامیان، تاریخنگار ایرانی-آمریکایی ارمنیتبار، یکی از برجستهترین پژوهشگران تاریخ مدرن ایران است که آثار او تأثیر عمیقی بر درک تحولات سیاسی و اجتماعی سده اخیر ایران داشته است. وی که دانشآموخته دانشگاههای آکسفورد و کلمبیا است، در آثار خود عمدتاً از رویکرد نئومارکسیستی و تحلیل طبقاتی برای تبیین تاریخ استفاده میکند.
کتاب «ایران بین دو انقلاب» که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، به سرعت به یکی از منابع کلاسیک در مطالعات ایران معاصر تبدیل گشت. آبراهامیان در این اثر، تاریخ سیاسی ایران را از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی با تمرکز بر کشمکشهای طبقاتی و قومی روایت میکند. او برخلاف بسیاری از مورخان که بر دربار و نخبگان تمرکز دارند، توجه ویژهای به نقش مردم، بازار، کارگران و احزاب سیاسی دارد.
یکی از نظریات محوری او در این کتاب، نظریه توسعه ناموزون است؛ او استدلال میکند که رژیم پهلوی در سطح اقتصادی و اجتماعی دست به نوسازی زد و طبقات جدیدی چون طبقه متوسط و کارگر را گسترش داد، اما در ایجاد نوسازی سیاسی و باز کردن فضای مشارکت ناتوان بود. این تضاد میان ساختار توسعهیافته اقتصادی و نظام سیاسی بسته، در نهایت منجر به انفجار انقلابی در سال ۱۳۵۷ شد.
اعترافات شکنجهشدگان: شکنجه و پروپاگاندا
آبراهامیان در کتاب «اعترافات شکنجهشدگان»، نگاهی نوآورانه به رابطه میان شکنجه و تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) در ایران دارد. او معتقد است هدف اصلی از شکنجه در دورههای مختلف، صرفاً کسب اطلاعات امنیتی نبوده، بلکه استخراج انکارهای ایدئولوژیک از زندانیان بوده است. این اعترافات که او آنها را «اثباتِ اثباتها» مینامد، به منظور نمایش قدرت و حقانیت حاکمیت و تحقیر مخالفان در رسانههای جمعی پخش میشدند.
او همچنین به نقش تکنولوژی در این فرایند اشاره میکند؛ برای نمونه، ورود نوار ویدیو در اواخر دهه ۱۹۷۰ به رژیم اجازه داد تا اعترافات را ویرایش، بازسازی و در زمان مناسب پخش کند. آبراهامیان در این کتاب نشان میدهد که چگونه نظامهای سیاسی با دستکاری منابع مذهبی و حقوقی، شکنجه را تحت عناوین قانونی همچون «تعزیر» توجیه میکردند.
کودتای ۲۸ مرداد: فراتر از جنگ سرد
در کتاب «کودتا»، آبراهامیان روایتهای متعارف درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به چالش میکشد. در حالی که بسیاری از منابع غربی علت کودتا را «لجاجت مصدق» یا «ترس از کمونیسم در چارچوب جنگ سرد» میدانند، آبراهامیان استدلال میکند که انگیزه اصلی بریتانیا و آمریکا، حفظ کنترل بر صنعت نفت بود.
او تأکید میکند که پذیرش واقعی ملیشدن نفت برای قدرتهای غربی در آن زمان غیرقابل قبول بود، زیرا میتوانست الگویی برای سایر مناطق جهان همچون خلیج فارس، اندونزی و آمریکای جنوبی شود. به عقیده او، شرکتهای بزرگ نفتی معروف به «هفت خواهران» برای جلوگیری از این پیامد بینالمللی، بر سرنگونی دولت مصدق پافشار کردند. میراث این کودتا، علاوه بر شکست نهضت ملی، ایجاد بدبینی عمیق و نوعی «ذهنیت پارانوئید» در فرهنگ سیاسی ایران نسبت به دخالتهای خارجی بود.
نقدها و دیدگاههای متقابل
آثار آبراهامیان علیرغم اهمیت فراوان، با انتقادات تندی نیز روبرو شده است. جواد طباطبایی او را به «تاریخنویسی ایدئولوژیک» و پیروی از تبلیغات حزب توده متهم میکند و معتقد است او درک درستی از مفهوم «ملت» و هویت تاریخی ایران ندارد. برخی دیگر از منتقدان بر این باورند که آبراهامیان به دلیل گرایشهای چپ، نقش مذهب و روحانیت را در تحولات اجتماعی در مرتبه دوم اهمیت قرار داده و در تحلیلهای خود بیش از حد بر عوامل اقتصادی و طبقاتی تأکید ورزیده است. همچنین، برخی به سهلانگاری او در ثبت دقیق نامهای فارسی در متون انگ
یرواند آبراهامیان، تاریخنگار ایرانی-آمریکایی ارمنیتبار، یکی از برجستهترین پژوهشگران تاریخ مدرن ایران است که آثار او تأثیر عمیقی بر درک تحولات سیاسی و اجتماعی سده اخیر ایران داشته است. وی که دانشآموخته دانشگاههای آکسفورد و کلمبیا است، در آثار خود عمدتاً از رویکرد نئومارکسیستی و تحلیل طبقاتی برای تبیین تاریخ استفاده میکند.
کتاب «ایران بین دو انقلاب» که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، به سرعت به یکی از منابع کلاسیک در مطالعات ایران معاصر تبدیل گشت. آبراهامیان در این اثر، تاریخ سیاسی ایران را از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی با تمرکز بر کشمکشهای طبقاتی و قومی روایت میکند. او برخلاف بسیاری از مورخان که بر دربار و نخبگان تمرکز دارند، توجه ویژهای به نقش مردم، بازار، کارگران و احزاب سیاسی دارد.
یکی از نظریات محوری او در این کتاب، نظریه توسعه ناموزون است؛ او استدلال میکند که رژیم پهلوی در سطح اقتصادی و اجتماعی دست به نوسازی زد و طبقات جدیدی چون طبقه متوسط و کارگر را گسترش داد، اما در ایجاد نوسازی سیاسی و باز کردن فضای مشارکت ناتوان بود. این تضاد میان ساختار توسعهیافته اقتصادی و نظام سیاسی بسته، در نهایت منجر به انفجار انقلابی در سال ۱۳۵۷ شد.
اعترافات شکنجهشدگان: شکنجه و پروپاگاندا
آبراهامیان در کتاب «اعترافات شکنجهشدگان»، نگاهی نوآورانه به رابطه میان شکنجه و تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) در ایران دارد. او معتقد است هدف اصلی از شکنجه در دورههای مختلف، صرفاً کسب اطلاعات امنیتی نبوده، بلکه استخراج انکارهای ایدئولوژیک از زندانیان بوده است. این اعترافات که او آنها را «اثباتِ اثباتها» مینامد، به منظور نمایش قدرت و حقانیت حاکمیت و تحقیر مخالفان در رسانههای جمعی پخش میشدند.
او همچنین به نقش تکنولوژی در این فرایند اشاره میکند؛ برای نمونه، ورود نوار ویدیو در اواخر دهه ۱۹۷۰ به رژیم اجازه داد تا اعترافات را ویرایش، بازسازی و در زمان مناسب پخش کند. آبراهامیان در این کتاب نشان میدهد که چگونه نظامهای سیاسی با دستکاری منابع مذهبی و حقوقی، شکنجه را تحت عناوین قانونی همچون «تعزیر» توجیه میکردند.
کودتای ۲۸ مرداد: فراتر از جنگ سرد
در کتاب «کودتا»، آبراهامیان روایتهای متعارف درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را به چالش میکشد. در حالی که بسیاری از منابع غربی علت کودتا را «لجاجت مصدق» یا «ترس از کمونیسم در چارچوب جنگ سرد» میدانند، آبراهامیان استدلال میکند که انگیزه اصلی بریتانیا و آمریکا، حفظ کنترل بر صنعت نفت بود.
او تأکید میکند که پذیرش واقعی ملیشدن نفت برای قدرتهای غربی در آن زمان غیرقابل قبول بود، زیرا میتوانست الگویی برای سایر مناطق جهان همچون خلیج فارس، اندونزی و آمریکای جنوبی شود. به عقیده او، شرکتهای بزرگ نفتی معروف به «هفت خواهران» برای جلوگیری از این پیامد بینالمللی، بر سرنگونی دولت مصدق پافشار کردند. میراث این کودتا، علاوه بر شکست نهضت ملی، ایجاد بدبینی عمیق و نوعی «ذهنیت پارانوئید» در فرهنگ سیاسی ایران نسبت به دخالتهای خارجی بود.
نقدها و دیدگاههای متقابل
آثار آبراهامیان علیرغم اهمیت فراوان، با انتقادات تندی نیز روبرو شده است. جواد طباطبایی او را به «تاریخنویسی ایدئولوژیک» و پیروی از تبلیغات حزب توده متهم میکند و معتقد است او درک درستی از مفهوم «ملت» و هویت تاریخی ایران ندارد. برخی دیگر از منتقدان بر این باورند که آبراهامیان به دلیل گرایشهای چپ، نقش مذهب و روحانیت را در تحولات اجتماعی در مرتبه دوم اهمیت قرار داده و در تحلیلهای خود بیش از حد بر عوامل اقتصادی و طبقاتی تأکید ورزیده است. همچنین، برخی به سهلانگاری او در ثبت دقیق نامهای فارسی در متون انگلیسی اشاره کردهاند.
در مجموع، یرواند آبراهامیان با تکیه بر اسناد منتشر شده و تحلیلهای جامعهشناختی، توانسته است لایههای پنهانی از تاریخ معاصر ایران را روشن سازد که در تاریخنگاریهای رسمی کمتر به آنها پرداخته شده است.
لیسی اشاره کردهاند.
در مجموع، یرواند آبراهامیان با تکیه بر اسناد منتشر شده و تحلیلهای جامعهشناختی، توانسته است لایههای پنهانی از تاریخ معاصر ایران را روشن سازد که در تاریخنگاریهای رسمی کمتر به آنها پرداخته شده است.