در حالی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد چهارمین هفته خود شده و نشانه‌های گسترش آن به سراسر منطقه بیش از پیش آشکار شده است، واشنگتن و تل‌آویو همزمان دو مسیر موازی را پیش می‌برند: از یک سو حملات نظامی به ایران و متحدانش را ادامه می‌دهند و از سوی دیگر، برای مهار جهش بی‌سابقه بهای نفت و جلوگیری از شوک اقتصادی، به اقداماتی کم‌سابقه در حوزه تحریم‌های نفتی روی آورده‌اند. تازه‌ترین تحولات نشان می‌دهد که دولت ترامپ، در شرایطی که تنگه هرمز عملاً به روی بخش بزرگی از کشتیرانی بسته شده و بازار جهانی انرژی زیر فشار جنگ قرار گرفته، به طور موقت اجازه فروش نفت تحریم‌شده ایرانِ مانده بر روی نفتکش‌ها را صادر کرده است؛ تصمیمی که هم ابعاد اقتصادی دارد و هم نشانه‌ای از دشواری‌های فزاینده آمریکا در مدیریت پیامدهای جنگ است.

بر اساس این تصمیم، دولت آمریکا روز جمعه برای مدت ۳۰ روز بخشی از تحریم‌های مربوط به خرید نفت ایران در دریا را تعلیق کرد تا حدود ۱۴۰ میلیون بشکه نفت ایران که در نتیجه جنگ روی نفتکش‌ها متوقف مانده، وارد بازار جهانی شود. مقام‌های آمریکایی این اقدام را تلاشی برای کاهش فشار بر عرضه جهانی انرژی و جلوگیری از ادامه صعود قیمت نفت توصیف کرده‌اند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفته است این نفت می‌تواند به کاهش التهاب بازار کمک کند، در حالی که کریس رایت، وزیر انرژی، نیز تأکید کرده که این محموله‌ها می‌توانند ظرف چند روز به پالایشگاه‌های آسیایی برسند و طی هفته‌های آینده به فرآورده‌های قابل عرضه در بازار تبدیل شوند.

این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که بهای نفت از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند حدود ۵۰ درصد افزایش یافته و از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است؛ افزایشی که نه فقط اقتصاد جهانی، بلکه جایگاه سیاسی دولت ترامپ در داخل آمریکا را نیز تهدید می‌کند. کاخ سفید نگران است ادامه افزایش قیمت انرژی، پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر، به زیان کسب‌وکارها و مصرف‌کنندگان آمریکایی تمام شود و به موقعیت جمهوری‌خواهان در کنگره آسیب بزند. به همین دلیل، این سومین باری است که وزارت خزانه‌داری آمریکا ظرف کمی بیش از دو هفته، به طور موقت تحریم‌های نفتی علیه یکی از رقبای واشنگتن را تعدیل می‌کند؛ اقدامی که پیش از این درباره نفت روسیه نیز انجام شده بود.

رویترز می‌نویسد خود این چرخش نشان‌دهنده تناقضی آشکار در راهبرد آمریکا است. واشنگتن از یک سو با شعار «فشار حداکثری» علیه تهران جنگ را ادامه می‌دهد و از سوی دیگر، برای مهار تبعات اقتصادی همان جنگ، ناچار شده بخشی از نفت تحریم‌شده ایران را به بازار بازگرداند. بسنت این تصمیم را به صراحت بخشی از تلاش برای پایین نگه داشتن قیمت نفت در جریان عملیات نظامی علیه ایران توصیف کرده و گفته است آمریکا در عین حال خواهد کوشید مانع دسترسی تهران به درآمدهای ناشی از این فروش شود. اما شماری از تحلیلگران انرژی این اقدام را نشانه کاهش ابزارهای اقتصادی آمریکا دانسته‌اند. به گفته آنان، وقتی واشنگتن برای کنترل قیمت‌ها ناچار می‌شود تحریم نفت کشوری را که همزمان با آن در حال جنگ است تسهیل کند، این خود گواهی است بر محدود شدن گزینه‌های پیش روی کاخ سفید.

در سطح نظامی دامنه جنگ همچنان در حال گسترش است. بامداد شنبه، اسرائیل بار دیگر تهران را هدف حملات خود قرار داد و همزمان در بیروت نیز مواضعی را که متعلق به حزب‌الله معرفی کرده بود، بمباران کرد. ارتش اسرائیل پیش از حمله به هفت محله در حومه جنوبی بیروت هشدار تخلیه داده بود. این حملات در حالی صورت می‌گیرد که در لبنان، از زمان آغاز این مرحله از درگیری‌ها، بیش از هزار نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر آواره شده‌اند و اکنون جنگ ایران، به‌طور فزاینده‌ای به جبهه لبنان نیز سرریز کرده است.

در همین حال، آمریکا نیز بر حضور نظامی خود در منطقه می‌افزاید. سه مقام آمریکایی به رویترز گفته‌اند که ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا به همراه ناو آبی-خاکی «باکسر» و شماری از ناوهای همراه به خاورمیانه اعزام می‌شوند، هرچند هنوز مأموریت دقیق آنها اعلام نشده است. این اعزام تازه، در شرایطی انجام می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا به طور علنی از احتمال گسترش جنگ سخن نمی‌گوید و حتی روز پنج‌شنبه گفته بود که آمریکا «هیچ نیروی زمینی» به منطقه اعزام نمی‌کند. با این حال، همزمانی این اظهارات با اعزام نیروی جدید و ادامه گمانه‌زنی‌ها درباره اهداف احتمالی عملیات زمینی، از جمله سواحل ایران یا پایانه نفتی خارک، نشان می‌دهد که تردیدها درباره مرحله بعدی جنگ همچنان پابرجاست.

افکار عمومی آمریکا از همین چشم‌انداز نگران است. بر پایه یک نظرسنجی تازه رویترز/ایپسوس، نزدیک به دو سوم آمریکایی‌ها معتقدند ترامپ در نهایت دستور ورود نیروهای آمریکایی به یک جنگ زمینی گسترده را خواهد داد، در حالی که تنها ۷ درصد از چنین اقدامی حمایت می‌کنند. این شکاف، بیانگر آن است که با طولانی‌تر شدن جنگ، دولت آمریکا نه تنها با فشارهای خارجی و اقتصادی، بلکه با بدبینی فزاینده در داخل نیز روبه‌رو است.

یکی از مهم‌ترین کانون‌های بحران همچنان تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که حدود یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند و اکنون از زمان آغاز جنگ عملاً به روی بخش بزرگی از کشتی‌ها بسته شده است. همین مسئله به عامل اصلی جهش قیمت نفت و نگرانی از شوک اقتصادی جهانی تبدیل شده است. ترامپ روز جمعه متحدان ناتو را به دلیل خودداری از مشارکت در باز کردن مسیر هرمز، «ترسو» خواند. برخی از این متحدان گفته‌اند در «تلاش‌های مناسب» برای تضمین عبور ایمن کشتی‌ها مشارکت خواهند کرد، اما کشورهایی مانند آلمان و فرانسه تأکید کرده‌اند که ابتدا باید درگیری‌ها متوقف شود. صدر اعظم آلمان نیز اعلام کرده بود که قرار است آخر هفته با ترامپ گفت‌وگو کند.

در همین فضای پرتنش، گزارش‌هایی نیز از تلاش‌های محدود برای کاستن از دامنه بحران منتشر شده است. خبرگزاری کیودو به نقل از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گزارش داده که تهران آماده است به کشتی‌های مرتبط با ژاپن اجازه عبور از تنگه هرمز را بدهد؛ اقدامی که در صورت تأیید، می‌تواند تلاشی هدفمند برای جلوگیری از درگیر شدن کامل برخی بازیگران آسیایی در بحران انرژی باشد. ژاپن حدود ۹۰ درصد نفت خود را از مسیر هرمز دریافت می‌کند و هر اختلال طولانی در این گذرگاه برای اقتصاد آن کشور پیامدهای سنگینی خواهد داشت.

همزمان با این تحولات، جنگ در داخل ایران نیز همچنان با شدت ادامه دارد. روز جمعه اسرائیل دو موج بزرگ حمله هوایی به تهران و بخش‌هایی از مرکز ایران انجام داد و در مقابل نیز اسرائیل هدف چندین موج حملات موشکی ایران قرار گرفت. در آستانه عید فطر و در حالی که ایرانیان نوروز را پشت سر می‌گذارند، مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در پیامی بر ادامه مقاومت و ایستادگی تأکید کرد و گفت ایران با وحدت و پایداری «ضربه‌ای گیج‌کننده» به دشمن وارد کرده است. انتشار این پیام، در حالی که او از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای در نخستین روز جنگ در انظار عمومی دیده نشده، خود به موضوعی تازه برای گمانه‌زنی‌های سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.

در آغاز چهارمین هفته، جنگ نه تنها به لحاظ نظامی در حال گسترش است، بلکه در حال فرسودن ابزارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا نیز هست. واشنگتن اکنون از یک سو نیروی تازه به منطقه اعزام می‌کند و از سوی دیگر، برای کاهش تبعات همان جنگ، ناچار به آزادسازی موقت بخشی از نفت تحریم‌شده ایران شده است. این دوگانگی نشان می‌دهد هرچه جنگ طولانی‌تر شود، کنترل پیامدهای آن برای آمریکا، اسرائیل و کل اقتصاد جهانی دشوارتر خواهد شد؛ به‌ویژه اگر تنگه هرمز همچنان بسته بماند و جبهه‌های لبنان و خلیج فارس نیز بیش از این ملتهب شوند.

print