به نظر میرسد که احتمال حملات هوایی آمریکا و شاید اسرائیل به ایران، در حال افزایش است، به ظاهر با این توجیه که از اعتراضات علیه رژیم، حمایت شود. با اطلاعاتی که رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تهدیدهای مستقیم فزاینده ای در شبکه های اجتماعی خود منتشر می کند وهمچنین فاش کردن اطلاعات مخفی بوسیله مقامات دولتی ایالات متحده ، به طور گسترده ای درباره آمادگی های آن ها اطلاعات فاش میشود؛ به نظر می اید که ترامپ ، بیش از حد تحت تأثیر موفقیت ادعا شده اش در ونزوئلا و حملات هوایی آمریکا به ایران در سال گذشته قرار گرفته و همواره نسبت به کارشناسانی که درباره خطرات و پیامدها حمله هشدار می دهند، بی اعتنا باشد. گزارش ها، از خارج ایالات متحده، حاکی از آن است که با مقامات اروپایی درباره اهداف احتمالی مشورت شده ( گزارش ها شده ) و نشان میدهد که او از اهداف احتمالی حمله آینده به آنها صحبت کرده است وتوصیه شده است که برخی پرسنل، پایگاه های آمریکا در خلیج فارس را ترک نمایند. در حالیکه، هیچ یک از این نشانه ها، به معنی آن نیست که حمله قطعی در پیش است— چون ترامپ ممکن است دور دیگری از تحریم ها و حملات سایبری را انتخاب کند—اما آنها نشانه ها میتوانند نگران کننده ای باشند.

چرا ایالات متحده باید اکنون ایران را بمباران کند؟

علت اصلی این حمله ممکن است فقط تا حدی درباره اعتراضات آزادی خواهانه و معیشتی مردم ایران باشد. اسرائیل خواستار دور دیگری از اقدام نظامی علیه برنامه هسته ای ایران شده است – نخست وزیر بنیامین نتانیاهو در دیدار اواخر دسامبر با ترامپ، به این موضوع تکیه زیادی داشت. اما اعتراضات و سرکوب خشونت آمیز قابل پیش بینی شده دولت ایران، فرصتی برای اقدام به یک خواسته سیاسی دیرینه او هم فراهم کرده است. تغییر رژیم در ایران، برای دهه ها، هدف نهایی تندروهای آمریکایی و اسرائیلی بوده است. تعدادی از عناصر موثر – اطرافیان ترامپ- معتقدند که اعتراضات اخیر در ایران، رژیم ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده و فقط یک تلنگر نظامی کافی است تا آن را به پرتگاه بیاندازد.

البته، این اقدامات برای ترویج دموکراسی در ایران نیست.

تصور می کنم همه ما دقیقا می توانیم ببینیم که منظور ترامپ ازدموکراسی چیست، نگاهی به اقداماتش در داخل کشور و سراسر جهان (از ونزوئلا تا اوکراین، دانمارک، اتحادیه اروپا و غزه) بیاندازید. ایرانیان در خیابان ها ممکن است خواهان دموکراسی باشند و آنها ، بطور قطع، چیزی فراتر از تحمیل یک دیکتاتور طرفدار آمریکا را میخواهند. اما، ترامپ واقعا اهمیتی برای خواسته های آن ها قایل نیست و همچنین، بسیاری از تندروهایی که با صدای بلند از عشق و حمایت ابدی خود از مردم ایران سخن گفته و به حکومت ج ا اعتراض می کنند، نیز چنین باوری ندارند. مهم نیست که ایرانی ها چقدر از جمهوری اسلامی خشمگین باشند، یک رهبر جدید ایرانی که با بمب افکن های آمریکایی وارد شود، در میان افکار عمومی مردم به شدت ملی گرای ایران محبوبیت چندانی نخواهد داشت.

ما منتظر چه نوع بمبارانی هستیم؟

تندروهای آمریکایی و اسرائیلی رویای حمله ای به سبک حمله به حزب الله، با هدف ازبین بردن سران اصلی رژیم، را در سر می پرورانند؛ حمله ای که بتواند آیت الله علی خامنه ای، رهبران ارشد جمهوری اسلامی، و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را حذف نماید. اما، شانس وقوع حمله موفقیت آمیزی شبیه حمله اسرائیل در سال ۲۰۲۴ که به کشته شدن حسن نصرالله در بیروت انجامید، به سختی میتواند در تهران تکرار شود؛ رهبران ایران کاملا از احتمال چنین حمله ای آگاهند. آن ها در شش ماه گذشته مشغول پیدا کردن جاسوسان واقعی و خیالی و خبرچین های بالقوه بوده اند و بعید است که فرصتی برای یک « ضربه مرگبار و دقیق » باشد، که منجر به انهدام کامل حاکمیت شود. حتی اگراین حمله به نحوی موفق شود (و نفوذ اطلاعاتی اسرائیل به ایران نباید دست کم گرفته شود)، عناصر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی افراطی دست راستی، محتمل ترین جانشین رهبری در آن رژیم، خواهند شد.

احتمال زیادتر این است که یک حمله با طول زمانی کم یا متوسط برای تضعیف توانمندی های سپاه پاسداران و نیروهای شبه نظامی بسیج انجام شود. آن حمله ممکن است موجب کاهش ظرفیت سرکوبگری دولت ایران و فرصتی برای معترضان برای غلبه بر نیروهای باقی مانده رژیم ایجا د کند. در واقعیت این کار به آسانی که در شبکه های اجتماعی نشان داده میشود نیست. نیروهای امنیتی رژیم این روزها معمولا در جایی مستقر می شوند که معترضان حضور دارند، بنا براین ، بمباران نیروهای امنیتی ناگزیر باعث کشته شدن بسیاری از معترضان و پراکنده شدن بقیه به دلیل ترس از هدف قرار گرفتن خواهد شد. بمباران دیگری علیه سایت های هسته ای ممکن است اهداف مقابله با اشاعه مواد هسته ای را برآورده کند اما تأثیر چندانی بر جسورتر کردن بیشتر معترضان نخواهد داشت. با توجه به تمایل وطن پرستی ایرانی ها، در صورت بمباران ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل، محتمل ترین اثر آن کمپین – بمباران برای قطع سران رژیم – ، کاهش یافتن و در نهایت پایان اعتراضات مردم در ایران ، در حال حاضرـ خواهد بود.

همچنین مشکلات لجستیکی برای یک کمپین بمباران مداوم وجود دارد. در حال حاضر، اکثر تسلیحات نظامی آمریکا برای کمپین خیالی ونزوئلا در کارائیب مستقر شده اند و توانمندی های آمریکا در خلیج فارس ، در پایین ترین سطح خود برای مدت زمان بسیار طولانی قرار گرفته است. در گزارش است که ذخایر رهگیرهای موشکی و بمب های هوشمند رو به اتمام است. همچنین، بعید است که ایران فقط بنشیند و نظاره گر فعالیت ها باشد، امکان خطر آتش سوزی منطقه ای در قلب تولید نفت جهان هم شانس زیادی دارد.

کشورهای خلیج فارس نیز احتمالا کناره خواهند گرفت.

آن ها عمدتا به دنبال ثبات منطقه هستند، نه درگیری ای که بتواند منجر به از کار افتادگی دولتها ، ازدیاد تعداد پناهندگان و ایجاد حملات تلافی جویانه در سراسر خلیج فارس شود. عربستان سعودی و قطر هر دو با حمله آمریکا به ایران مخالفت کرده اند. ریاض دیگر خواست شدید تغییر رژیم در ایران را که در روزهای ابتدایی حکومت ولیعهد سعودی محمد بن سلمان داشت را نشان نمی دهد. نزدیکی بین عربستان سعودی و ایران که در چند سال پیش توسط چین شکل گرفته بود، همچنان پابرجاست و ریشه در منافع سعودی ها در حفظ محیطی نسبتا پایدار برای توسعه اقتصادی دارد. بعلاوه این مشکلات ، همچنین، نگرانی های روزافزون سعودی ها برای داشتن ازادیهای نا محدود اسرائیل ، نه تنها در غزه بلکه در حملات نظامی در سراسر منطقه، تشدید شده است. چرخش شدید عربستان علیه امارات متحده عربی در ماه گذشته و تشکیل فعال یک اتحاد نظامی جدید شامل ترکیه، پاکستان، مصر و برخی کشورهای عربی، که به وضوح برای مقابله با تهدیدات فرضی اسرائیل طراحی شده است—که حمله به ایران آن را تشدید خواهد کرد.

اقدام نظامی آمریکا در حال حاضر بعید است رژیم ایران را سرنگون کند و احتمالا از شهروندان ایران هم محافظتی نخواهد کرد. حتی اگر روند خوش شانسی ترامپ در قمار سیاست خارجی هچنان ادامه یابد واز اتفاق بدترین پیامدهای احتمالی هم جلوگیری شود، این حملات احتمالا تنها تأثیر مستقیم اندکی برای براندازی رژیم خواهند داشت. این حملات، همچنین وحشت حکومت های خلیج فارس رااز توسعه طلبی اسرائیل افزایش خواهد داد، و موجب کم شدن اعتبار حملات خارجی ـ برای مقابله با رژیم – در نزد معترضین و ختی توقف اعتراضات خواهد شد. و همچنین، اقدامات نظامی اتفاقی و بدون توجیه قانونی اینده را بیشتر عادی سازی خواهد کرد. بالاخره این حملات، ممکن است حمایت جهانی از تحریم ها را تضعیف کنند؛ تحریم هایی که با وجود تمام رنج های انسانی که ایجاد کرده اند، عامل اصلی شکست های اقتصادی و ازبین بردن کارآمدی مدیریتی چالش های اقتصاد دولت ج ا بوده اند که خود از جمله دلایل اولیه اعتراضات کنونی می باشند.

نوشته مارک لینچ، استاد علوم سیاسی و امور بین الملل در دانشگاه جورج واشنگتن و مدیر پروژه علوم سیاسی خاورمیانه.

نوشته: مارک لینچ
برگردان: شریف زاده و آزاد
۱۴ ژانویه ۲۰۲۶،

print