نویسنده مقاله می‌نویسد: حمله به ایران الزامات مداخله بشردوستانه را طبق حقوق بین‌الملل برآورده نمی‌کند. عکس: آرش خاموشی.

آیا سناریویی وجود دارد که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران مشروع باشد؟ بیایید یک آزمایش فکری را امتحان کنیم که در آن حقوق بشر بر حاکمیت دولت‌ها اولویت دارد، جایی که ما فقط به حفاظت از غیرنظامیان توجه می‌کنیم و الزامات سازمان ملل برای تأیید استفاده از زور نظامی را نادیده می‌گیریم. نتیجه؟ مارک کلامبرگ، استاد حقوق بین‌الملل، می‌نویسد: حمله به هر حال غیرمجاز است.

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بحث‌های شدیدی را در مورد اینکه آیا این حمله از دیدگاه‌های مختلف درست است یا غلط برانگیخته است: حقوق بین‌الملل، اخلاق، تاریخ و رئال‌پولیتیک. در مرکز این بحث‌ها، مسائل مربوط به دفاع مشروع پیشگیرانه و مداخله بشردوستانه قرار دارد.

این حمله نقض آشکار حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد است. ممنوعیت اساسی استفاده از زور نظامی در منشور سازمان ملل متحد تنها دو استثنا دارد: دفاع مشروع و مجوز شورای امنیت سازمان ملل. هیچ‌کدام از این دو وجود ندارد.

بخش مرکزی بحث جنگ ایران، استدلال‌های اخلاقی را در مقابل حقوق بین‌الملل جاری قرار می‌دهد. در بحث مداخله بشردوستانه و مسئولیت حفاظت (Responsibility to Protect یا R2P)، سؤال اصلی این است که آیا استفاده از زور نظامی برای حفاظت از جمعیت غیرنظامی بدون تأیید سازمان ملل مجاز است یا خیر. مداخله بشردوستانه به معنای استفاده از زور نظامی در کشوری دیگر برای توقف جنایات گسترده علیه غیرنظامیان است.

این مقاله آزمایش فکری نادیده گرفتن قوانین فعلی حقوق بین‌الملل در مورد ممنوعیت استفاده از زور و حاکمیت دولت‌ها را بررسی می‌کند. در عوض، حمله به ایران بر اساس پیشنهاداتی برای مداخله بشردوستانه و R2P، که در آن حقوق بشر بر حاکمیت دولت اولویت دارد، ارزیابی می‌شود. نقطه شروع، دنیایی آرمانی است که بر اساس یک تصور اخلاقی جهان‌شمول ساخته شده است، جایی که مداخله بشردوستانه بدون تأیید سازمان ملل مجاز است.

ابتدا باید مفاهیم مداخله بشردوستانه و R2P روشن شود. مداخله بشردوستانه در موارد متعددی به کار رفته است: زمانی که تانزانیا در سال ۱۹۷۸ به اوگاندا حمله نظامی کرد تا دیکتاتور ایدی امین را سرنگون کند، زمانی که ویتنام در سال ۱۹۷۹ به رژیم آدم‌کش پول پوت در کامبوج حمله کرد و زمانی که ناتو در سال ۱۹۹۹ برای نجات اقلیت کوزوو آلبانیایی به یوگسلاوی (اکنون صربستان) حمله کرد.

در ارتباط با مداخله کوزوو، این تصور گسترده‌ای (حداقل در غرب) شکل گرفت که این مداخله اگرچه ناقض حقوق بین‌الملل بود، اما اخلاقاً درست بود – غیرقانونی و در عین حال مشروع. پیشنهادهایی مطرح شد مبنی بر اینکه چگونه حقوق بین‌الملل باید تغییر کند تا اخلاق و حقوق بین‌الملل هم‌راستا شوند و مداخلات آینده مشابه مداخله کوزوو حتی بدون تأیید سازمان ملل نیز از نظر حقوقی مجاز باشد.

به ابتکار کانادا، گروهی از کارشناسان تشکیل شد: کمیسیون بین‌المللی مداخله و حاکمیت دولت (ICISS). در سال ۲۰۰۱، این کمیسیون گزارش خود را ارائه کرد که در آن مفهوم اکنون تثبیت شده «مسئولیت حفاظت» (Responsibility to Protect) ابداع شد. هدف این بود که از مفهوم «مداخله بشردوستانه» که بحث‌برانگیز تلقی می‌شد، عبور شود. گزارش ICISS مداخله بشردوستانه را برای حفاظت از غیرنظامیان بدون تأیید سازمان ملل باز کرد و در عین حال معیارهایی را برای زمان مجاز بودن چنین مداخله‌ای برشمرد. بنابراین، گزارش ICISS به عنوان معیاری مناسب در دنیای آرمانی فرضی که در آن مداخله بشردوستانه بدون تأیید سازمان ملل مجاز است، عمل می‌کند.

یک شرط مهم برآورده شده است: رژیم اسلامی مرتکب قتل عام و سرکوب گسترده می‌شود.

در واقع، جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ رخ داد. در آن زمان، آمریکا و بریتانیا از همان استدلال‌هایی استفاده کردند که اسرائیل و آمریکا اکنون در قبال ایران به کار می‌برند. جنگ عراق نه تنها منجر به سرنگونی دیکتاتور صدام حسین شد، بلکه منجر به مرگ صدها هزار نفر از جمعیت غیرنظامی عراق و تخمیناً ۵۰۰۰ کشته از سربازان آمریکا و بریتانیا گردید. علاوه بر این، هرج و مرج در عراق (و همچنین در سوریه) راه را برای ظهور و فتوحات دولت اسلامی هموار کرد که پیامدهای آن هنوز در اروپا احساس می‌شود.

دانشگاهیان و سیاستمدارانی که پیش از این از تغییر رادیکال حقوق بین‌الملل حمایت می‌کردند، بلندپروازانه‌ترین پیشنهادات کمیسیون ICISS را کنار گذاشتند. در اجلاس سران سازمان ملل در سال ۲۰۰۵، کشورهای جهان مسئولیت دولت‌ها برای حفاظت را پذیرفتند، اما این امر همچنان باید مطابق با منشور سازمان ملل انجام می‌شد. یعنی مداخله نظامی نیازمند تأیید سازمان ملل بود.

تهران، ۱۵ مارس. عکس: آرش خاموشی/TT

برای بازگشت به دنیای آرمانی فرضی: آیا حمله به ایران معیارهای R2P در گزارش ICISS را برآورده می‌کند؟ یک شرط مهم برآورده شده است: رژیم اسلامی مرتکب قتل عام و سرکوب گسترده می‌شود. اما R2P همچنین مستلزم چشم‌اندازهای معقولی برای توقف آزار و اذیت و رنج توسط مداخله و بدتر نکردن اوضاع در بلندمدت است. بنابراین، مداخله باید با اهداف روشن، مأموریتی صریح و با حمایت منابع کافی انجام شود.

با این حال، اهداف آمریکا از این عملیات بسته به اینکه از کدام نماینده و در چه روزی سؤال شود، متفاوت است، اما دموکراسی ایران هدف برجسته‌ای نبوده است. دونالد ترامپ حتی اعلام کرده است که راه‌حل ایده‌آل او همان راه‌حلی است که آمریکا در ونزوئلا به دست آورد: اینکه رژیم باقی بماند، اما با چهره‌های تا حدی جدید در همان سیستم.

علاوه بر این: در حالی که گزارش ICISS به طور خاص در مورد قوانین روشن درگیری نظامی (rules of engagement) صحبت می‌کند که هدفشان تفکیک و حفاظت از غیرنظامیان (در ایران) است، پیت هیگت، وزیر دفاع آمریکا، اکنون به صراحت گفته است که هیچ «قوانین احمقانه درگیری» (no stupid rules of engagement) وجود نخواهد داشت.

گزارش ICISS همچنین می‌گوید که ابتدا باید مجوز مداخله در شورای امنیت سازمان ملل جستجو شود. تنها پس از شکست چنین تلاشی می‌توان اقدام بدون مجوز سازمان ملل را در نظر گرفت. در این صورت باید به جای آن با حمایت یک سازمان منطقه‌ای انجام شود. هیچ تلاشی در این زمینه صورت نگرفته است.

بنابراین، جنگ علیه ایران تقریباً پادزهر آنچه ICISS می‌طلبد است.

همانطور که گفته شد، مداخله همچنین باید شانس معقولی برای موفقیت در دستیابی به هدف اعلام شده داشته باشد. پروفسور آنا جارستاد توضیح داده است که این امر چقدر دشوار است (DN Debatt 4/3). تقریباً همه تحلیلگران مستقل معتقدند که تغییر رژیم بدون نیروهای زمینی بعید است. حتی با عملیات زمینی نیز نتیجه نامشخص است. آمریکا عملیات زمینی خود را کاملاً کنار گذاشته است. در عوض، ترامپ از غیرنظامیان ایرانی – دانشجویان و زنان غیرمسلح – خواسته است که به خیابان‌ها بیایند و با نیروهای امنیتی مسلح رژیم روبرو شوند. یا اینکه گروه‌های چریکی کرد و سایر گروه‌های قومی درگیر شوند.

بنابراین، جنگ علیه ایران تقریباً پادزهر آنچه ICISS می‌طلبد است. حتی با یک حقوق بین‌الملل به شدت تغییر یافته، که در آن حقوق افراد بر ممنوعیت استفاده از زور در منشور سازمان ملل و حاکمیت دولت‌ها اولویت دارد، حمله آمریکا و اسرائیل – همانطور که انجام شده است – غیرمجاز است.

این فقط مربوط به جنگ ایران نیست. جنگ آمریکا و اسرائیل استدلال‌ها برای تغییر حقوق بین‌الملل را که به دنبال حفاظت از غیرنظامیان است، بیشتر تضعیف می‌کند. خطر سوء استفاده و فجایع منطقه‌ای ده‌ها ساله، با تلفات غیرنظامی فراوان و جریان‌های عظیم پناهجویان، به سادگی بیش از حد بزرگ است.

آنا جارستاد، استاد علوم سیاسی: «تاریخ نشان می‌دهد که دموکراسی را نمی‌توان با بمباران در ایران ایجاد کرد»

پل تی. لوین، دانشیار روابط بین‌الملل: «چرا اسرائیل می‌خواهد در خاورمیانه به سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن ادامه دهد.

print